هنگامی که به جهان بين الملل نگاه می اندازيم آنچه مشهود است آن است که کشورها در۵ دسته جای می گيرند :

۱- پنج کشوری که به گونه ی رسمی جنگ افزار هسته ای دارند (آمريکا، روسيه، چين، انگلستان وفرانسه)

۲- کشورهايي که قدرت هسته ای شناخته نمی شوند اما درواقع به نيروی هسته ای دست يافته اند(اسرائيل، هند،پاکستان وکره شمالی )

۳- کشورهای دارنده ی تکنولوژی صلح آميز هسته ای درسطح عالی (ژاپن، آلمان، برزيل وآرژانتين )

۴- کشورهای مصرف کننده ی مواد وتکنولوژی هسته ای (يعنی دارنده ی نيروگاه هسته ای اما فاقد چرخه ی سوخت)

۵- کشورهای بی بهره ازاين تکنولوژی

به گفته ی صاحب نظران ،آمريکا تلاش ميکند بين اين ۵ گروه فيلترهايي بگذارد تاکشورها نتوانند ازگروه خود به گروه بالاتر راه يابند چنان که درباره گروه ۲ آمريکا نمی گذارد کشورهای هند وپاکستان وکره شمالی قدرت هسته ای شناخته شوند اما درمورد اسرائيل زمزمه هايي است تابا افزودن ماده ای اسرائيل رادر گروه نخست قرار داده وسپس به قول خودشان درب ها را ببندنداز اين روهمه تلاش رامعطوف به اين ساخته است تا ايران درگروه چهارم جای گيرد هرچند مقبول تربرای آمريکا آن است که ايران را در سکوی پنجم  ببيند واما آنچه مطرح است بحث انرژی هسته ای درايران ازکجا آغاز شد .

بحث انرژی هسته ای قدمتی به اندازه ی تاريخ دارد به همين دليل تعريف آن مشکل است .علت هم آن است که به قول «ينچه» چيزی راميتوان تعريف کرد که گذشته ای نداشته باشد نه اين مقوله که چنين قدمتی دارد . به نظر ميرسد اولين بار ايالات متحده به سلاحهای هسته ای دست يافت . سال ۱۹۴۵ بوديعنی پايان جنگ ۶ ساله جهانی دوم که آمريکا اين سلاحها را آزمايش کرد و متوجه شد که طرحی راکه درقالب «طرح منهاتان» آغازکرده بود به جواب رسيده است آن روز «ترومن» رئيس جمهور وقت آمريکا ازاين خبر بيش از اندازه خشنود شد سرپرست پروژه به اواطلاع داده بود که به قدرتی دست يافته ايم که در واژه جای نمی گيرد بلافاصله اين خبر درسطح جهان مطرح شد اما جهانيان اين خبر را يک «بلوف سياسی» قلمداد کردند .آمريکا برای اينکه ثابت کند بلوف نيست اين سلاحهای اتمی رابرای اولين بار دردو شهرژاپن «هيروشيما» و«ناکازاکی» بکاربرد قدرت هربمب برابر با ۲۰۰۰۰ تی ان تی بود . نيکلای هافمن می نويسد : آنروز توکيو چنان درآتش می سوخت که هرکس که برای فرار ازگرما خودرا به رودخانه ها انداخت درآبهای گرم سوخت وجان داد . بعدها درسال۱۹۵۰ کمونيستها نيز به اين سلاحها مجهزشدند وحتی برگ را ازدست آمريکا نيز خارج کردند بتدريج سايرکشورها نيز خودرا به سلاح ويا علم هسته ای تجهيز نمودند نه به دليل استفاده ی قهرآميزازاين سلاحها بلکه به دليل شرايط بين الملل . وجود اين تسليحات باتمام قدرتی که دارد يک بازدارندگی ايجاد ميکند تا کشورکمتر موردحمله واستثمار واقع شود.نميتوان واقعيت های جهان بين الملل راناديده بگيريم .امروز ملاکهای قدرت وبقاء تفاوت يافته است .زمانی ماقدرت يک کشوررا براساس جغرافيا ،اقتصاد وسياست می سنجيديم اما امروز داشتن علم تسليحات هسته ای ميتواند کارگشا باشد . به همين دليل درايران تلاشهايي صورت گرفت تا دراين زمينه بتوانيم به موفقيت هايي دست يابيم ما علم هسته ای وتکنولوژی هسته ای را انتخاب کرديم تا ازآن به شکل صلح آميز ومسالمت آميز استفاده نماييم نه به شکل قهرآميز به سبک آمريکا ، اين علم را انتخاب کرديم تا بتوانيم درسياست خارجی کلمه «نه» را به زبان آوريم وتحت استثمار واقع نشويم چيزی که کشورهای اروپايي به سرکردگی آمريکا نمی پذيرند .

جرج بوش درنخستين سخنرانی سالانه خود معروف به نطق وضعيت کشور در۲۹ ژانويه ۲۰۰۲ درکنگره، عراق- کره شمالی- ايران وليبی را محورشرارت دانست وآغازجنگ را اعلام کرد درحاليکه محور واقعی شرارت ، اسرائيل ،آمريکا وترکيه است که خاورميانه رادرگير تنش می سازد . امروز به اين استناد آمريکا ، ايران را فاقد علم وسلاحهای هسته ای می خواهد ومعتقد است کره شمالی ازدست رفته وبايد حداقل جلوی ايران گرفته شود در حاليکه امروز آمريکا بايد بپذيرد که شرايط متحول شده وقدرتهای ديگر درحال شکل گرفتن هستند ونمی تواند تا ابد برای کلّ جهان نسخه تجويز نمايد .