بسم الله الرحمن الرحيم
باسلام وعرض خير مقدم خدمت رهبرمعظم وعاليترين مقام هدايتگر جامعه به سوی تعالی وتکامل وباسپاس به درگاه ربوبی که توفيقی سرآمد را نصيب وافتخاری استثنايي را برايم رقم زد ازآن مقام والا اجازه می خواهم تاچند دقيقه ای را مصدع اوقات شريف گردم . اينجانب به لحاظ رسالتی که بردوش دارم وبه مقتضای بينش دينی ونيز ارتباط نزديکی که با مسائل فرهنگی و بخصوص تعاملی که با جوانان دارم فکر ميکنم چند کلمه درددل با علمدار نهضت فرهنگی تقاضای زيادی نباشد .
۱- نبود تعريف صحيح وجامع با نگاه دينی از فرهنگ وبا زبان مشترک
۲- نبود طرح ونقشه جامع فرهنگی بادرنظرگرفتن اهداف،زمينه ها ومقتضيات زمان درنتيجه گاهی تعارض وتناسخ جای تعامل وتکامل می نشيند
۳- محدود کردن مقوله ی فرهنگ به بعضی واژه ها وحوزه های خاص،مثلاً وقتی رئيس يک دستگاه مزد کارکنان خودرا به موقع پرداخت نمی کند (درحاليکه امکان پرداخت وجوددارد وسفارش دين هم همين است که مزدکارگر قبل از خشک شدن عرق کارگر باشد) واين حرکت رايک کارفرهنگی تلقی نمی نمايد،درنتيجه اهمال درکارها ،بی خيال بودن نسبت به امورمردم،خلاف شرع عمل کردن ودهها پيام غيرمستقيم به روح جمعی منتقل شده وجزيي ازشخصيت يک جمع خواهد گشت وهمين طور به
۴- نگاه لاشه ای به فرهنگ،زيرا منحصرکردن کارفرهنگی به دستگاهها يا چهره های خاص ،عقيم شدن يا رشد ناقص فرهنگ را به دنبال دارد ،درنتيجه باعث لوث شدن مقوله ی فرهنگ ميگردد مثلاً دردانشگاهها کارفرهنگی به اساتيد يا قسمتهای خاص منحصر گشته وباعث ميشود مابقی اساتيد واجزاء خودرا فارغ از دغدغه ی فرهنگ دانسته که دقيقاً يک حرکت ضد فرهنگی است وعمدتاً موجب خنثی يا کم رنگ کردن کارهای اندک نيز می باشد وحال آنکه مقوله ی فرهنگ ازنوک انگشت پاتا فرق
۵- انتخاب مديران دستگاهها بدون نگاه فرهنگی که اين دقيقاً کارهای فرهنگی رادرنطفه خفه کرده وازهمان ابتدا مجالی برای طرح وايجاد فرهنگ باز نمی گردد وسهم فرهنگ به نفع تخصص ويا مصلحت مصادره می گردد.
۶- عدم نظارت وارزيابی صحيح برامور فرهنگی،زيرا هيچ معياری برای پيشرفت يا توقف فرهنگ دردست نيست يا به آن اهميت داده نمی شود .
۷- نبود تشويق وتنبيه فرهنگی که باعث ميشود کارفرهنگی به حاشيه وشايد هم به فراموشی رانده شود.
۸- ضعف مديريت ،که شايد مهمترين علت باشد ومشتمل برچند ريشه است :