چشم وعينک هم درمديريت ، بی اثرنيست .آنان که عينک نزديک بين می زنند، دور دست ها راخوب نمی بينند . بعضی فقط امروز را می بينند؛بعضی فردا وفرداهای دورتر را .بعضی تنها دور وبرخود وتا چند قدمی را می بينند؛ بعضی تا مسافت های خيلی دورتر را . بعضی نگاهشان سطحی است؛بعضی عميق.بعضی نگاهشان محدود است ؛ بعضی وسيع . حتی بعضی نگاهشان غلط است واشتباه می بينند؛ بعضی درست ودقيق وبی غلط می بينند .
(جامعه ای که مفهوم وقت را نداند،عقب مانده است)
يکی ازاصولی که اسلام ونيز قانون اساسی کشورمطرح ميکند اصل کرامت وارزش والای انسانی است(اصل دوم،بندششم و اصل۲۲) اين اصل به روشهای مختلفی قابل پياده شدن است دربعضی ازفرهنگ ها تحت عنوان حقوق انسان يا حقوق شهروندی و يا استانداردهای اجتماعی ازآن دفاع ميشود.اسلام مقدس بيشترين تکريم هارا ازانسان داشته وبه شدت ازحقوق الناس دفاع ميکند (ولقد کرّمنا بنی آدم)اسراء/۷۰ .
اصل ۳۱ قانون اساسی داشتن مسکن ومتناسب بانيازهرکس راحق هرايرانی می داند .
زمين جزو اموال عمومی بوده(هو الذی خلق لکم مافی الارض جميعاً)بقره/۲۹ وهرکس (حتی غيرمسلمان) ميتواند بصورت مجانی ازآن بهره ببرد. يکی ازخطاهای بزرگ دولتهای گذشته اين بوده که خود،وارد تجارت وخريدوفروش زمين شده وبازار مسکن رابحرانی کرده اندبه طوريکه افراد هرچه پس انداز ميکنندازعهده ی خريد وفروش زمين برنمی آيند تا چه رسد به ساخت آن لذا تلاش می کنيم که قيمت زمين را بصورت واقعی(نه به شکل طرح ۹۹ساله وامثال آن) ازمسکن حذف نماييم وهرکس حق داشته باشد به اندازه ی نيازش زمين تصرف نمايد .فقط دولت بايد نيازها رادقيقاً تعريف ونيازمندان راشناسايي وبامديريت صحيح به آنها زمين واگذار نمايد والبته ميتواند قيمت تمام شده ی(ونه با احتساب سود زيرا دولت خودرا خدمتگزارمردم ميداند لذا بايد درعمل هم نشان بدهد که خدمتگزار است ونه کاسب) خدمات را (مثل جدول کشی،برق رسانی و…) دريافت نمايد .
يکی از مهمترين دغدغه ها که بنا دارم با استدلالهای فقهی واجتماعی نمايندگان رامتقاعد کرده تا اين اصل اسلامی، احياء وبه تصويب مجلس رسانده شود ومعضل مسکن تا اندازه ای حالت طبيعی بخود بگيرد .
اصل۴۳و۴۸ قانون اساسی تامين شرايط وامکانات کاررابرای همه به منظوررسيدن به اشتغال کامل وقراردادن وسايل کار دراختيار همه ی کسانيکه قادربه کارند ولی وسايل کار دراختيار ندارند راتصريح ميکند ودر بهره-برداری ازمنابع طبيعی ،تبعيض راناروا می شمارد .برهمين اساس يکی از استعدادهای بالقوه صنعتی که درسيرجان وجود دارد وبه دليل نگاههای انحصارگرايانه وتنگ نظرانه درست استحصال واستفاده نشده است «گل گهر» می باشد .اگرظرفيت های آن درست شناسايي شود ميتواند به يک قطب صنعتی تبديل شده وتمام جوانان بومی وحتی غيربومی را به شغل ودرآمد برساند .
طبق اصل ۶۷ قانون اساسی نمايندگان مردم بايد امين وحافظ حقوق ملت باشند وازرأی مردم به عنوان يک وديعه وامانت به درستی پاسداری نمايند . برهمين اساس برای کاربردی کردن اين اصل بايد طرحی درمجلس گذرانده شودکه چنانچه نماينده ای ازمدار وظيفه وتعهداتی که داده ، خارج شود مردم حوزه انتخابيه بتوانند بعد ازاثبات کم کاری و کاهلی وی او را استيضاح نمايند و فرصت باقيمانده را از دست ندهند. اساس اين طرح باعث ميشود که و کلا خودرا جمع وجور کرده واز حرافی وعده های توخالی پرهيز کرده وهرکسی خودرا وارد اين عرصه ننمايد تا سيه روی شود هرکه دراو غش باشد .
اصل ۶۴ قانون اساسی افزايش تعداد نمايندگان مجلس راهرده سال وبا معيارهايي قرار داده،اين قانون درسال۶۸ به تصويب رسيد . متن قانون اساسی چنين است:«عده نمايندگان مجلس شورای اسلامی دويست وهفتادنفر است وازتاريخ همه پرسی يکهزاروسيصد و شصت هجری شمسی پس ازهرده سال،بادرنظرگرفتن عوامل انسانی،سياسی،جغرافيايي و نظايرآنها حداکثر بيست نفرنماينده ميتواند اضافه شود…محدوده ی حوزه های انتخابيه وتعداد نمايندگان راقانون معين ميکند .
جوانان بيشترين و مهمترين سرمايه جامعه هستند كه قسمت اعظم سرنوشت اجتماع به دست اين قشر عظيم(بخصوص فرهيختگان و تحصيل كردگان)رقم خواهد خورد.
خوشحال هستم كه خود را نماينده فكري قشر جوان و فرهيخته مي دانم بر همين اساس عمده فعاليتم درراستاي تحقق آرمان آنها و حل مشكلات اين قشر خواهد بود.اگر اين پتانسيل درست شناسايي و مديريت شود مي توان فرهنگ و تمدن خوبي را نويد داد.هم اينك از بهترين همكاري آنها بهره مندم و به صداقت،توانايي و پيروزي آنها سخت معتقدم و بيشترين افكار و مطالعاتم نيز حول محور جوانان دور مي زند.
بحران مديريت ،به گونه ای است که عمده ترين سرمايه ی جامعه که نيروی انسانی است بيشترين صدمه را می بيند.اولين گام در راه مديريت صحيح درمعنای عام شناخت امکانات اعم ازنيروی انسانی وديگرنيروهاست که متأسفانه درجامعه بدليل عدم مديريت صحيح ونبودحاکميت ارزشها مهمترين وکامل ترين سرمايه(نيروی انسانی) هيچ انگاشته شده وازهمان ابتدا به ديده ی تحقير به آن نگريسته می شود . طبق بيان قرآن کريم انسانها دارای استعدادهای متفاوت هستند،همان طورکه قيافه ها مختلف است . ادامه مطلب »
(مقاله ای که تقديم نشريات محلی شد وچاپ نکردند)
دوازدهم فروردين ماه يادآورحادثه بی نظيرتاريخی است که به اميد جامه عمل پوشيدن به آرزوی ميليونها بشررقم خورد،چيزی را که قرنها فقط درخيال تصورميشد دراين روزناباورانه درشرف تکوين بوداما آيا براستی مردم به آنچه می پنداشتند،رسيدند يادر انتخاب حاکميت خطاکردندويااينکه طبيعت کار اقتضادارد که بين حالت موجودوآن حکومت آرمانی يک سيرتدريجی طی شود تاحکومت اسلام ناب جايگاه خودراپيداکند؟حرکت انقلاب اسلامی نشان داده که فرايندتکامل را طی ميکند امانه به اندازه ی انتظار.برای اينکه بدانيم درکجای راه قرارداريم بدنيست نمايي ازدوچهره حکومت عدل وظلم در صدراسلام بازگوکردتاميزان -فاصله مشخص شود:
امروز ابری ازنا اميدی وجود جوان ايرانی رافراگرفته ،افق راتاريک می بيند،آينده برايش ناخوشايند است ، استعدادها ونشاطش تحت الشعاع اين جوقرارگرفته واين يعنی ويرانی مهمترين سرمايه های جامعه .
چه کسی خود راجوابگوی اين مسائل ميداند؟ جوان ايرانی که سرشار از نبوغ واستعداد است حق دارد بپرسد اين بساط را چه کسی درست کرده است؟ آيا علمداران دين اين بيم را ندارند که اين بی کفايتی به حساب اصل دين وقابليتهای آن نوشته شود و آنچه که نبايد اتفاق بيفتد؟