يکی ازابعاد انسان بعد تخيلی اوست که منشأ و پايگاه هنری درروان انسان است وبه همين دليل قابل انفکاک ازوجود انسان نيست وبايد اضافه نمود که تنها ميدان کاربرد تخيل هنرنيست که اويک ميدانش  می باشد وتخيل درخيلی ازميدانها کارايي دارد که از خيال بهره گرفته اند که بطور اجمال به بعضی آنها اشاره می کنيم:

 

الف- تخيل درميدان فکروانديشه :

 

متدتجربی رسماً حرکت علمی خودراازاحتمال ساده ی ساخت نيروی تخيل شروع ميکند وخيلی ازمسائل علمی هنوزازحد ومرز فرضيه وتئوری بالاتر نرفته است .

 

ب- تخيل درميدان فرهنگ عمومی:

 

اکثرمردم افکار خود را ازادبا وشعرا گرفته اند وشيرينی فکراجازه نداده درباره آن قضاوت کنند که آيا ارزش علمی دارد يا صرفاً ره آورد نيروی خيال است .

 

ج- درميدان تاريخ :

 

ملات تاريخ تخيل است،به قول ويل دورانت مورخ معروف،مدارک تاريخ درحد سنگهايي است که برای ساختن يک بنا ازکوه می آورند،ملات آنرا مورخ بانيروی تخيل می سازد .

 

د- درميدان صنعت:

 

علم وصنعت ،معادلات علمی(رياضی-فيزيک- شيميايي-مکانيکی)صنعت راحل ميکندوبه مخترع امکان ميدهدبراساس احتمالات وقضايای شرطيه(اگرچنين کنم چنان ميشود) طرحی راابداع نمايد،اما شکل آن احتياج به يک نيروی خيال دارد . پس بايد گفت   مدل صنعت ره آورد نيروی تخيل است .پس هنربا نمودهای مختلفش ازخيال سرچشمه می گيرد،بايداضافه کرد که محور هنر زيبايي است يعنی اگرزيبايي راازهنر برداريم ضدهنر ميشود وبه همين دليل است که هنرتوانسته اينقدر دراعماق بشررسوخ کند زيرا خود زيبايي وزيباپسندی نيزپايگاه روانی دارد ،يعنی يکی ازتجليات فطرت آدمی است .

ادامه مطلب »